می خواهم از محرم بنویسم که آمدنی ست . تقویم ها می گویند! علم های سیاهی که بر کوچه و خیابان ها باد را به جان خریده اند می گویند .می خواهم ... اما غزه نمی گذارد!
آماده می شوم یاد کنم از مصیبتی که خاک غم به چشم آسمان پاشید ... جریانی که زمین را داغ دار کرد برای همیشه ...آدم را شرمسار برای ... اما غزه نمی گذارد !
پا می شوم و فرزندم را می بینم که آرام خوابیده است ... در نهایت زیبایی ! که همه بچه ها در خواب زیبا تر می شوند ...مطمئن می شوم از آرامشی که در خانه مان هست . سعی می کنم سرگرم شوم به یک فنجان چای داغ ... ورق بزنم کتابها را ... بگذرم از تلویزیونی که بی هنگام وارد معرکه ام کرده و آژیر آمبولانسهایش هراس شب و روزهای بمباران را برایم هدیه می دهد ... پا می شوم که بگردم میان خوابی که بچه می بیند ... میان خوابهایی که من برایش می بینم ... اما این خواب تلخ خونی که در غزه دوباره جان گرفته و دارد تعبیر می کند سکوت همه ما را ... نمی گذارد !
سر می برم میان کتابهایی که برای محرم نوشته اند . برای این که "حسین بن علی " را به ما معرفی کنند ...سر می برم میان کلماتی که ناله می کنند وقتی قرار می شود از آن نیم روز بگویند ... چشم می دوزم به تصور ی که کوه از کمر شکسته است در درک آن! به هجای اسلام به مذبح رفته فکر می کنم .سعی می کنم نزدیک نشوم به معنی بعضی از کلمات مقتل مثلا عرباعربا ... سر می برم به خلوت حزینی که ازمحرم های کودکی در ذهنم منتشر می شود ...هنوز نفهمیده ام قتیل العبرات را ... وتر الموتوررا ... هنوز متحیرم از این "لعن های زیارات سیدالشهدا " که رحم نمی کند به بی تفاوتی و ترس آدمها ...رحم نمی کند به تاریخ ... به آینده " ولعن الله امۀ سمعت بذلک فرضیت به ..." خداوندا لعنت کند آن امتی را که قتل تو را شنیدند و به آن راضی شدند "( زیارت اربعین امام حسین علیه السلام ) ساکت بودند و ساکت ماندند ... امشب ناله مدام مسلمانان از سرزمین فلسطین تغییر میدهد این سیر جمله را ... غزه نمی گذارد ...
نمی دانم این کلمه ها می توانند ما را از مدار بی تفاوتی و تکرار رها کنند؟ ... می توانند افقی را برایمان بگشایند که نزدیک شویم به درک " کل یوم عاشورا و کل ارض کرب و بلا "؟ این جوهرهایی که برای کربلا منتشر می شوند می توانند جان هایی را بیدار کنند ... می توانند خودشان را دوباره محک بزنند که آیا به تکرار ایستاده اند یا به بی تفاوتی ... یا ادای دین به خونهایی که می ریزند در همان مذبحی که بر پاست و گاه نام عوض می کند . در جغرافیایی که از مدینه و نینوا تا خرمشهر و قاناو غزه گسترده است ...
نه می توانی به آرامش ظاهری خانه و شهرت دل خوش کنی ... نه می توانی برای محرم مرثیه های تازه تکراری بگویی!!!... غزه نمی گذارد!
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 13:0
......
|
|......